روز عشق ایرانی []
به نام اهورا مزدا
روز عشق ایرانی

سپندارمذگان : در ایران باستان، از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" نام داشته است. توضیح: "سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است. از طرفی چون این امشاسپند، سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد، این روز به نام و مخصوص زنان بوده است. جشنی که در این روز برگزار میشده به "سپندارمزگان" معروف است.

نامهای دیگر آن "مردگیران"، "مژدگیران" می باشد. ابوریحان بیرونی مینویسد: "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار میرود." و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته است. در این روز مردان به جهت گرامیداشتِ مقام زن به آنها هدیه میدادند. این جشن تنها بخشش هدایا نبوده بلکه در این روزها زنان فرمانروایی میکردند و مردان از آنها اطاعت میکردند. به این دلیل به این روز مردگیران میگفتند که در این جشن زنها میتوانستند با آزادی و اختیار خویش مرد زندگی خود را انتخاب کنند. همچنین "سپندارمذ" در اوستا، "سپند آرمیتی" و در پهلوی، "سپندارمت" یا " سپندارمد" و در فارسی، "سپندارمذ" یا "اسفند"خوانده میشود که مرکب است از دو جزء "سپند" به معنی "ورجاوند" و "آرمیتی" که معنی اندیشه و فداکاری و بردباری و سازگاری و فروتنی میدهد. در پهلوی معنی این ترکیب را "خرد کامل" نوشته اند. در گاهان، غالبا جزء دوم آن ( آرمیتی ) به تنهایی آمده و یکی از فروزههای "مزدا اهوره" است. اما در اوستای نو، سپندارمذ نام یکی از امشاسپندان است که در گروه سهگانه امشاسپند بانوان – سپندار مذ، خرداد و امرداد – جای دارند و از نمادهای مادر خدایی اهورهمزدا به شمار میرود. این امشاسپند بانو در جهان مینوی نماد دوستداری و بردباری و فروتنی اهورهمزدا و در جهان استومند، نگهبان زمین و پاکی و باروری و سرسبزی آن است. او دختر اهورهمزدا است و ایزد بانوان آبان ( اردویسور آناهیتا ) و دین و از یاران و همکاران او هستند و "ترومیتی" – دیو ناخشنودی و خیرهسری و یکی از بزرگان دیوان- دشمن اوست. در گاهان از "سپند آرمیتی" چون پرورشدهندهی آفریدگان یاد میشود و از طریق اوست که مردم برکت مییابند. مزدا اهوره او را آفریده است تا رمهها را مرغزارهای سرسبز ببخشد. در اوستای نو، او دارندهی دههزار داروی درمانبخش است. و نام او معمولا مترادف با زمین آمده است. دکتر بهار مینویسد: " در وندیداد آمده که بعضی آن را با زمین یکی دانسته اند. مولتن براین بر این گمان است که این نام در اصل "آراماتا" بوده است به معنی "مادر زمین". واژهی "ساندارامت" در ارمنی ( به معنی اندرون زمین ) صورتی از "سپندارمذ" است. پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال به نام این امشاسپند بانو است که در فارسی اسفند گفته میشود. گل بیدمشک را نیز ویژهی او دانسته اند.

فلسفهی بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب میکردند و علاوه بر اینکه ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به عنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پرمهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را به عنوان نماد عشق میپنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه، مهر نام داشت و در ماه مهر، مهرگان لقب میگرفت. همین طور روز پنجم هر ماه "سپندارمذ" یا "اسفندارمذ" نام داشت و در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند.* سپندارمذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. ملت ایران از جمله ملتهایی است که زندگیاش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبتهای گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذرانده اند. این جشنها نشاندهندهی فرهنگ، نحوهی زندگی، خلق و خوی، فلسفهی حیات و کلا جهانبینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم، شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است.
نوشته شده توسط مهرداد راستی در یکشنبه 20 بهمن 1387 و ساعت 02:31 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
گفتار نیك
روزه در آیین زرتشت []
روزه در دین زرتشت چگونه است،آیا زرتشتیان روزه میگیرند،نقش روزه در دین زرتشت،

در مورد روزه در آیین زرتشت نیز باید گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اینکه باعث سستی بدن و عدم فعالیت مفید و کار روزانه می شود ناپسند می باشد. چون این موارد در آیین زرتشت نکوهیده شده و بی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است و. در وندیداد، فرگرد سوم فقره 33 نوشته شده: ‹‹ … آن كس كه سیر غذا می خورد، توانایی می یابد كه نیایش بكند، كشاورزی كند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده می ماند و از نخوردن می میرد.›› امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حیوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بیست و یکم هر ماه زرتشتیان از خوردن گوشت پرهیز می کنند این چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام که از میان چهارپایان هستند می باشد. رییس انجمن موبدان تهران(دکتر خورشیدیان)، از این رو، گفت: در اوستا مفهوم روزه به روزه باطنی نسبت داده می شود و روزه ظاهری وجود ندارد اگرچه امساک و تحت فشار قرار دادن جسم برای تمرکز بیشتر بر اعمال و مناسک دینی عملی ستودنی است. وی اظهار داشت: در عین حال در آیین زرتشت در 4 روز مخصوص در هر ماه هر نوع کشتار و قربانی کردن حیوانات و استفاده کردن از گوشت ممنوع است. دکتر خورشیدیان در تشریح معنای روزه باطن گفت: ما زرتشتیان باید در سه بخش معنوی “شنوایی”، “اندیشه” و “حساس” همیشه روزه داشته باشیم یه آن معنا که از طریق این سه حس از نیکی دور نشویم و بخ “اندیشه و حساس و شنوایی” مان همیشه سرشاز از نیکی باشد. رییس انجمن موبدان تهران افزود: همچنین در اوستا بر روزه بزرگتری تاکید شده است و آن حفظ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگی از هرگونه آلودگی است و این هفت عضو همیشه باید پاک نگه داشته شوند که از این عمل نیز تحت عنوان روزه یاد می شود.
نوشته شده توسط مهرداد راستی در یکشنبه 20 بهمن 1387 و ساعت 02:01 ب.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 20 بهمن 1387 و ساعت 02:07 ب.ظ
()
گفتار نیك
[باور های اشتباه در مورد اتش پرستی زرتشتیان , ]
با درود امروز باید مطلبی رو بزارم توی وبلاگ تا این باور اشتباه که زرتشتیان آتش میپرستند برای عزیزان روشن بشه هر یک از آیین گزاران بزرگ برای پرستش خدای یکتا قبله یا پرستش سویی معین کرده تا در هنگام نیایش با خداوند رو به سوی آن کنند تا اولا هنگام نماز گروهی قانون و ترتیب خاصی باشد . ثانیا با نگاه کردن به یک سمت و یک نقطه تمام قوای فکری پرستش کننده یکجا متمرکز شده و بدینوسیله بتواند بر خیالات نفسانی غلبه نماید . 
تعیین قبله از سوی پیامبران به همین منظور بوده در حالی همه میدانیم خداوند یکتا همه جا حاضر بوده و در هر زمان در کنار ما است . قبله مسلمانان کعبه است و بعلاوه شیعیان مهری را که از خاک تربت است جلو خود می گذارند و به عبادت می پردازند . ساختمان کلیسای عیسویان طوری است که محراب کلیسا رو به مغرب است. در نتیجه عیسویان هنگام نماز در کلیسا رو به شرق و خارج از کلیسا مقابل عکس عیسی و حضرت مریم و یا صلیب مقدس به پرستش می پردازند . کلیمیان نیز هنگام نماز اورشلیم را مکان مقدسی برای تعیین قبله می دانند . پرستش سو ( قبله ) زرتشتیان نور و روشنایی می باشد بهر شکلی که تجلی نماید خواه این نور از خورشید و ماه باشد یا از شعله آتش و یا چراغ فروزان ، بعلاوه بر زرتشتیان امر شده است که چهار آخشیج را که عبارت از آتش و آب و باد و خاک باشد احترام بگذارند . با این وجود عده ای که از فلسفه مزدیسنا ( زرتشتیان ) آگاهی نداشتند را بر آن داشت که زرتشتیان به خطا آتش پرست خوانده شوند با این تفاصیل از انصاف به دور است که زرتشتیان آتش پرست خوانده شوند ، زیرا زرتشتیان به دستور اشو زرتشت تنها اهورامزدا ( خداوند ) یکتا را سزاوار و شایسته پرستش می دانند .
از رویی دیگر در بینش اشو زرتشت? خداوند را باید در روشنایی جستجو کرد. پس هر زرتشتی به هنگام نیایش رو به سوی روشنایی می کند، هرگونه روشنایی در نماز تفاوتی ندارد . نور خورشید ، ماه ، چراغ که یکی از آنها نیز می تواند روشنایی آتش باشد . از سوی دیگر ایرانیان باستان ، آتش را نماد موجودیت خود یا نمادی از هویت ملی خود می دانستند و به آن افتخار می کردند. زیرا آتش از بین برنده ناپاکی ها و روشن کننده تاریکی ها است ، گرما و انرژی آتش چرخ های صنعت و پیشرفت را به چرخش می آورد و آتش درونی انسان اندیشه او را به خـردِ بی پایان اهورایی پیوند میدهد ، پس زرتشتیان به پیروی از نیاکان خود همچنان آتش را در آتشکده ها پرستاری می کنند تا یادآور پویایی روشنایی در هستی باشد. فردوسی بزرگ در اینباره میگوید: نگوئی که آتش پرستان بدند پرستنده پاک یزدان بدند زرتشت با انتخاب آتش به عنوان نماد کیش زرتشت از پیروان خویش خواسته است که: ?ـ همچون آتش پاک و درخشنده باشند ?ـ همانگونه که پیوسته شعله های آتش رو به بالا میرود پیروان وی نیز به سوی بالا یعنی به طرف روحانیت و انسانیت و ترقی و تعالی عروج یابند ?ـ آتش با هرچه برخورد کند آنرا نیز چون خود درخشان میسازد به همین گونه زرتشتی نیز باید پی از برخورداری از فروغ دانش و بینش دیگر آنرا از فروغ نیکی اشا(بهترین ـ نظام هستی) بهره مند گرداند ?ـزبانه های آتش هیچگاه به سوی پایین میل نمیکنند آنها نیز بکوشند تا مجذوب خواهش های نفسانی نشوند و پیوسته آمال بزرگ و معنوی را مدنظر داشته باشند ?ـ همانطور که آتش چیزهای نا پاک را پاک می کند و خود آلوده نمی شود آنها نیز با بدی بستیزند بی آنکه خود را به ان بیالایند ?ـ آتش منبع زیبایی و اساس حیات فعال و بیقرار است و تا بازپسین لحظه حیات از کوشش باز نمی ایستد انسان نیز باید به مانند آتش باشد و آلودگی ها را از طریق رعایت اصول سه گانه(اندیشه نیک گفتار نیک پندار نیک) از بین ببرد ...................... تا درودی دگر بدرود دوستان
نوشته شده توسط مهرداد راستی در شنبه 16 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
گفتار نیك
[اهنود گات هات ۳۱ـ بند ۱۱ , ]

كورش تو ببین بی سر و سامانی ایران بدبختی ایران و پریشانی ایران از قبر برون آی و ببین ذلت ما را این ذلت ایرانی و ویرانی ایران آوخ که لحد ، جای تو شد تا بقیامت! رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران : بگرفته دلم سخت زاوضاع کنونی بیچارگی و محنت و حیرانی ایران
سر بلندباشیدو سر افراز در پناه اهورا مزدا.
نوشته شده توسط مهرداد راستی در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 05:09 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
()
گفتار نیك
[نماز در دین زرتشتی , ]
***به نام اهورا مزدا*** نماز در دین زرتشتی نماز در دین زرتشت، نماز در دین زرتشت چگونه است، زرتشتیان چگونه نماز میخوانند، زرتشتیان چند بار در روز نماز میخوانند، متن نماز زرتشتیان، ترجمه متن نماز زرتشتیان، نماز زرتشتیان به چه زبانی است، در فرهنگ زرتشتیان جشن به معنای ستایش و نیایش خداوند است . نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورامزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید .  1 – نیایش ( نماز ) روزانه که در پنج گاه ( زمان ) در شبانه روز انجام می شود . نام پنج گاه نیایش ( نماز روزانه ) و زمان هر کدام بدین گونه است : 1- گاه هاون : از برآمدن آفتاب تا نیمروز 2- گاه رپیتون : از نیمروز تا سه ساعت از نیم روز گذشته 3- گاه ازیرن : سه ساعت از نیمروز گذشته تا رفتن آفتاب 4- گاه ائیوسروترم : از آغاز تاریکی شب تا پیش از سپیده دم 5- گاه اوشهن : از سپیده دم تا برآمدن آفتاب
لازم به توضیح است که نماز پنج گانه در دیانت زرشتی ۳۷۴۶ سال دینی زرتشتی قدمت دارد و از هیچ دین دیگری گرفته نشده است.
نماز و نیایش در آیین زرتشتی به سه طریق خوانده میشود : خوانـدن با صدای بلنـد خواندن به صورت زمزمه یا واج خواندن با منشن یا اندیشه بدون اینکه زمزمه ای شنیده شود ستایشهایی که به زبان اوستا است باید با آواز بلند و قسمتهای پازند را باید به زمزمه خواند . ستایش با منشن فقط به هنگام نام بردن در تندرستی یا مواقع دیگری که خواندن نیایش واجب نیست صورت میگیرد . نمازها و نیایـشها را میتوان به صورت ایستاده و یا نشسته خواند ، اما توصیه شده خواندن سروش باج و کشتی به صورت ایستاده انجام شود . نماز گروهی خواندن نماز و نیایش به شکل گروهی یا همازور شدن در ستایش بر سه گونه میباشد : موبـد قسمتی از اوستا را خوانده و دیگران آن را تکرار میکنند . گروهی یک قسمت از اوستا و یا نیایش را با هم با صدای بلند می خوانند . ضمن خواندن اوستا توسط چند موبد دیگران بی صدا با حالت واج گوش داده و آن را زمزمه میکنند . نیایش های گروهی معمولا به هنگام حضور دسته جمعی بهدینان در زیارتگاهها و همچنین آتشکده و مراسم گهنبار و . . . انجام میشود .
متن کامل نمازهای زرتشتیان هر نماز با این زمزمه آغاز می شود.
باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است.پیرو آموزشهای اهورایی هستم که از دیو (دروغ) و دو گانه پرستی به دور است.من یکتا پرست زرتشتی ام و تنهااهورا مزدا را در خور ستایش می بینم. نماز گاه هاون (Havan): (از برآمدن خورشید تا نیمروز)
من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را (هاون) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده(ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه رپتون(Rapatvan) : (از نیمروز تا پسین) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز را (رپتون) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه ازیرن(Oziran) : (پسین تا فرورفتن خورشید) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را (ازیرن) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه سروثرم (Srusram): (فرورفتن خورشید تا نیمه شب) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب (ایوی سروثرم) پاک را. من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه ی رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم . نماز گاه اشهن (Oshhan) : (از نیمه شب تا برآمدن آفتاب) من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه (اوشهی ناای) پاک را. من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نمانا) که پاک و دادگستر و سازنده است. من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم. پس از خواندن نماز گاه بایسته، زرتشتیان نماز سروش باج ، نیرنگ کشتی ، ستایش خدا ، تندرستی و برساد را می خوانند.به جز سروش باج بیشتر اوستاهای نام برده شده پازند است و پس از ساسانیان نوشته شده است. گوشه ای از سروش باج که هر زرتشتی بایسته است که آن را به خوبی بداند همان نیایشهای اشم وهو و یتا اهو هستند.
پاره ای از نماز ستایش خدا که پس از نماز هر گاه باید خوانده شود: ای اهورا مزدا به یاری من آی من پرستنده اهورامزدا هستم . من پرستنده خرد نیک و پیرو زرتشت هستم . من خود را پیرو راستی و پشتیبان استوار در این دین می دانم و پیمان می گذارم که همه توان خود را در راه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک به کار برم. من به دین والای مزدا پرستی که دورکننده جنگ ، ناهماهنگی ، دشمنی و استوار کننده هماهنگی و آشتی و دوستی است باور دارم. همانگونه که خداوند راستی و دادگستر است ، رهبر دنیایی نیز باید به خاطر راستی و داگستری اش برگزیده شود. هنگامیکه پیروان دروغ مرا با خشم و نفرت تهدید می کنند ، تنها تو ای اهورا مزدا و نیروی اهورایی که تو با اندیشه و منش نیک به من داده ای و کردار نیک که باراستی و داد که قانون همیشگی توست، مرا نجات می دهد. ای اهورا مزدا مرا یاری کن. آن تیزرو ، توان بدنی و روانی را که در آفرینش تو برای پیروزی بر بدی ها ارزانی می دارد ، تندرستی و شادمانی زندگی را به ما ارمغان می آورد ، در زمان بی کران ، و در زمانی که برابر با قانون دگرگون ناپذیر تو پایدار می ماند به من ارزانی دار......
نوشته شده توسط مهرداد راستی در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 04:09 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
()
گفتار نیك
[زرتشت کیست , ]
(( ... فروهر زرتشت سپنتـــمان پـــاک را می ستـــاییم. نخستین کسی که نیک اندیشید. نخستین کسی که نیک سخن گفت. نخـستین کسی که نیکی را بجا آورد. نخستین اتربان ، نخستین رزم آزمـــا ، نخستین کشـــاورز جهان پرور ، نخستین کسی که بیاموخت و نخستین کسی کــه بیاموزانید. نخستین کسی که از برای خود بپذیرفت ، نخستین کسی که بیـــاموخت پرورش زمین را ، راستی را ، کلام مقدس را و اطاعت از کلام مقدس را ، و سلطنت روحانی را و همه چیزهای نیک مزدا آفریده را که منسوب به راستی است. )) 
زَرتُشت ، زردشت،زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرینرنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجان به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتیگری یا مزداپرستی و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زرتشت در روز ششم فروردین زاده شده ولی درباره ی تاریخ زایش او دیدگاههای فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا چندین هزار سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) در روستای انبی دانستهاند. پس از اعلام پیامبری در سن 30 سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه شمال غربی ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسبشاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن 77 سالگی در روز پنجم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یکی از تورانیان به نام توربراتور کشته شد. تبار و خانواده زرتشت نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وی پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردی دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فریهیمرَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دینور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومین آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووی شش فرزند داشت. نام سه پسر ایشان ایسَتواسْتَرَه، اورْوْتَتْنَرَه، هْوَرْچیثْزَه و نام سه دخترشان فرینی، ثریتی و پوروچیستا بود. یکی از هفت شاگرد اصلی زرتشت به نام مَیدیوماه پسرعموی پیامبر بود.
تمامی بزرگان دنیا زرتشت را نخستین پیامبر یکتا پرستی میدانند..........
نوشته شده توسط مهرداد راستی در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 03:09 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
()
گفتار نیك
[چگونـه زرتشتی شویـم ؟ , ]
بنام آتش مقدس نگویی که آتش پرستان بدند پــرستنده پاک یزدان بُدند "حکیم فردوسی" دروود بر همه دوستان، موضوع امروز ما یا نیكتره كه بگم امشب ما " چگونه زرتشتی شدنه" !!! چون الان ساعت ۳:۱۱ شب هست منم كه مثل همیشه خوابم نمی برد گفتم بیام یه چیزی بنویسم بزارم اینجا 
>> چگونـه زرتشتی شویـم ؟ << آیین بهی بر 10 چیز استوار است: 1- هستی و یکتایی اهورامزدا 2- رسالت و پیامبری اشو زرتشت 3- پیروی از اشا، یعنی راستی و پاکی تنها راه رستگاری ادمیان است 4- پیروی از عقل و خرد و بینش در طی زندگی 5- خویشتن داری یا تسلط بر نفس و پیکار با بدی 6- فروتنی و مهر ورزی و عشق پاک به همه افرینشها 7- رسیدن به کمال مادی و معنوی در اثر سعی و کوشش در این جهان 8- جاودانی روان وبقائ هستی پس از مرگ 9- پاداش کارهای نیک و پادافراه کردار زشت، بهشت و دوزخ 10- رستاخیز (فرشوکرت) اینها اساس و بنیان آیین بهی است و هر فرد مزدیسنا میبایست برای درک ژرف از دین به رسایی کامل از این اموزهها برسد. پیروی از سه اموزه جاویدان اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک که بوسیله پیامبر اهورایی ایران زمین بنیان نهاده شده سر لوحه زندگی همه بهدینان است.
این را از یاد نبریم که در سالیان اخیر یک جنبش عظیم برای بازگشت به اصل خویش آغاز شده است که سیاسی نیست ولی از هر راه سیاسی دیگری پاکتر و تاثیر گذارتر است . شما نیز به این جنبش به پیوندید و پیش از آن از این آموزه ها استفاده کنید .
به خرسندی اهورا مزدا ، بهروز و سر بلند باشید. تا درودی دگر بدرود
نوشته شده توسط مهرداد راستی در شنبه 2 شهریور 1387 و ساعت 02:08 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
()
گفتار نیك
[فروهر(فر) , ]
به نام یزدان پاك درود بر همه دوستان امید وارم كه بهروز و سلامت باشید امروز اولین روز فعالیتم در میهن بلاگ هست امید وارم كه از وبلاگم خوشتون بیاد میخوام در مورد فروهر(فر) بگم.چون خیلی از دوستانی که به تازگی به سمت آئین نیاکانشون میان یا اونایی که آشنایی زیادی با دین زرتشتی ندارن ، فر رو همون اهورا مزدا میدونن.که این حرف کاملا اشتباه هستش. 
فروهر یکی از پنج جزء به وجود آورنده آدمی است : در اوستا آمده است که وجود هر آدم زنده از پنج جزء ساخته شده است : ( تن ، جان ، روان ، وجدان ، فروهر ) ۱.تن : پس از مرگ از هم می پاشد و هر یک از مواد تشکیل دهنده آن به حالت اولیه خود باز می گردد. ۲.جان : که نیروی زندگانی است و در هنگام مرگ نابود می شود و از بین می رود . یعنی تا جان هست مرگ نیست و اگر مرگ آید جان دیگر نمی ماند به عبارتی این دو نقیض یکدیگرند و اجتماع نقیضین محال است. ۳.روان : پس از مرگ تا ابد پایدار خواهد ماند و در جهان مینوی به پاداش نیکی ها و یا پادفراه بدی های انسان خواهد رسید . ۴.وجدان : نیرویی که در وجود هر یک از ما هست و به وسیله آن نیک را از بد تمیز می دهیم و می توان گفت پیامبر درونی هر شخص است و یا راهنمای غیرارادی ما می باشد . توبه و ندامت از گناهان را می توان از نتایج بیداری وجدان شمرد . ۵.فروهر : به اندیشه ایرانیان باستان یکی از قوای باطنی انسان است که پیش از بدنیا آمدن او وجود داشته و پس از مرگ او دگرباره به عالم بالا همان جایی که فرود آمده صعود می کند . یعنی ذره ای از پرتو بیکران اهورامزدا بوده و برای راهنمایی روان آدمی و رهبری او به سوی راستی ، رسایی و جاودانگی به تن اندر شده و پس از مرگ به همان اشویی و پاکی به اصل خود می پیوندد ، و نه تنها هر کس بلکه تمامی موجودات از آغاز آفرینش تا رستاخیز دارای یک فروهر است که از طرف آفریدگار برای نگاهبانی آنها به سوی زمین فرستاده شده است . فنا و زوال جهان مادی را در این قوه جاودانی ایزدی که در باطن مخلوقات مانند موهبت آسمانی به ودیعه گذاشته شده راهی نیست و جرم و خطای بندگان نیز دامن او را آلوده نتوان کرد و با همان تقدس و پاکی ازلی خویش پس از جدایی روان از بدن به سوی بارگاه قدس پرواز نموده و به اصل خود می پیوندد . با توجه به اینکه فروهر نیز مانند روان نادیدنی است ولی برای آسانی درک و فهم فلسفه آن برایش تصویری رسم کرده اند که در مطالب قبلی تصویر و شرح آن بیان شده است .
نوشته شده توسط مهرداد راستی در جمعه 1 شهریور 1387 و ساعت 06:08 ق.ظ
ویرایش شده در پنجشنبه 14 شهریور 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
()
گفتار نیك
|